۱۲ اسفند ۱۳۹۳

آب را گل نکنیم

صفت «خوشگل» پیش از هر چیز ویژه انسان است. کودکان، جوانان، و بیشتر از پسران برای دختران و زنان جوان به کار می‌رود. در مرحله بعد این صفت به حیوانات و عناصر دیگر طبیعت، از کوه تا گل‌وگیاه، و احیانا به اشیاء زندگی روزمره تعلق می‌گیرد (چه میز خوشگلی داری!). اگر بخواهیم مخرج مشترک بگیریم، می‌توانیم بگوییم خوشگل می‌تواند صفت کلیه چیزهایی قرار گیرد که مادی، ملموس و دارای جسم یا تن هستند. 
به نظر می‌رسد در ابتدا این صفت تنها برای تن انسان به کار می‌رفته است که بنا بر روایت از گل خلق شده است. علت زیبایی آدم «گل خوش»/ یا مرغوبیت «گل»ی ست که از آن آفریده شده است. ‌او خوش‌گل است. و کسانی که با گل مجسمه‌سازی سروکار داشته‌اند می‌دانند که گل با گل متفاوت است و با گل خوب می‌توان فرم‌ها را دقیق‌تر درآورد و خط‌ها و منحنی‌ها را ظریف‌تر نمایان ساخت.‌  
بنابراین استفاده از صفت خوش‌گل جهت وصف موصوفی غیرمادی و غیرقابل لمس، به نظر این نگارنده نادرست می‌رسد. به عنوان مثال یک قصه یا یک قطعه موسیقی نمی‌تواند خوشگل باشد. موسیقی یا قصه گل ندارد که خوش یا ناخوش باشد. 
خطای بزرگ‌تر وقتی‌ست که این صفت را به عنوان قید برای افعال به کار ببریم. هیچ فعلی نمی‌تواند خوشگل باشد. خوشگل حرف‌زدن، خوشگل رفتن، خوشگل رقصیدن، خوشگل خوابیدن، خوشگل خندیدن، خوشگل نوشتن و ... استفاده احتمالی از این عبارات نشان‌دهنده بی‌دقتی گوینده نسبت به زبان است. 
صحبت به درازا نکشد: از عموم انتظاری نیست، زیرا «خوشگل» در زبان آن‌ها می‌تواند (مانند «باحال») جای‌ ده‌ها صفت دقیق و مناسب را بگیرد، اما از کسانی که با کلمه سروکار دارند می‌توان حساسیت بیشتری نسبت به زبان توقع داشت. 
شهسواری در مصاحبه‌ای یکی از چهار ویژگی نویسنده را «استعداد ادبی» ذکر می‌کند. می‌گوید کسی که استعداد ادبی دارد می‌تواند «خلاقانه زبان روزمره را به فرمی والاتر و گویاتر» تبدیل کند. و ادامه می‌دهد: 

شخصا این‌طور فکر نمی‌کنم. استعداد ادبی گوینده «خیلی خوشگل فکر می‌کنی» بیشتر از استعداد ادبی شوفرتاکسی‌های بی‌فکری که گزین‌گویی‌های ادبی و فیلسوفانه آن‌ها را در وب می‌خوانیم به نظر نمی‌رسد.
منطقی فکر می‌کنی. منظم فکر می‌کنی، هوشمندانه فکر می‌کنی، موشکافانه فکر می‌کنی، سنجیده فکر می‌کنی و ... این عبارات هریک معنایی را منتقل می‌کند. اما خوشگل فکر می‌کنی، یعنی چه؟ این عبارتی نامفهوم و بی‌معناست که نمی‌توان ابداع آن را تعالی زبان روزمره به «فرمی والاتر و گویاتر» دانست. بلکه برعکس: این گل‌آلودکردن زبان روزمره است.

۲ نظر:

  1. سلام برادر. خوشحال میشم اگه دعوت من رو اجابت کنید و در بازی تاریخ شخصی وبلاگ شرکت کنید. ارادت.

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام.
    ممنون از بابت دعوت. اما فعلا درگیر بازی‌های دیگری هستم.

    پاسخ دادنحذف