۱۸ مرداد ۱۳۹۱

بانو شوالیه (ادامه تحقیقات)

در یکی از پست‌های پیش مرتبط با اعطای نشان «شوالیه» به بانو لیلا حاتمی نوشتم: الان خواندم که لیلا حاتمی هم نشان «شوالیه» دریافت کرد. برای پیگیری تحقیقاتم در مورد تأثیرات معجون «ستایش‌احترام» و کوکتل «امیداشتیاق‌افتخار» منتظرم ببینم دست‌اندرکاران رسانه‌ها، دوستداران هنر و عاشقان سینما و طرفداران سربلندی ایران و ایرانی در جهان چه واکنشی از خود نشان می‌دهند».
و پس از این که دیدم از سروصداهایی که معمولا در این‌جور مواقع به گوش می‌رسد خبری نیست نتیجه گرفتم که دوز سینمادوستان ایرانی پس از اسکار بالا رفته است و به این دلیل، دیگر یک جایزه خیلی معمولی و پیش پا افتاده مثل نشان شوالیه (آن هم نه در ضیافتی باشکوه، بلکه از دست یک شخصیت بی اهمیت مثل سفیر فرانسه) دستگاه عصبی/ هرمونی دوستداران سینما را آنچنان به هم نمی ریزد که به بیان سخنان نامعقول و عجیب بپردازند/ یا از آن ها رفتارهای عجیب سربزند.

اما پس از گذشت مدتی، با مشاهده واکنش هایی از یک هنرمند گرافیکر و یک هنرپیشه جوان به این نتیجه رسیدم که درست است که دوز عمومی پس از اسکار بالا رفته است، اما این ماده مخدر «احترام ساخت فرانسه» هنوز هم آن قدر قدرت دارد که آدم های کم طاقت را کله پا کند. این واکنش ها که در ادامه به آن ها می پردازیم تئوری ما در باره «تأثیرات کوکتل ستایش احترام» را به طرز آشکاری مورد تأیید قرار می‌دهد. نه یک تأیید معمولی. بلکه تأییدی که شکاک ترین و دیرباورترین منتقدان را راضی می کند.

به گمانم من و شما در این خصوصیت اشتراک داشته باشیم که نه شما و نه من از رسم و رسومات شوالیه‌ها و شوالیه‌گری اطلاعات درستی نداریم. حتی اطلاعات غلطی هم نداریم. اما مراسمی را که در طی آن به شخصی «جایگاه» شوالیه داده می‌شود، این‌جا و آن‌جا در خلال فیلم‌های سینمایی و تلوزیونی دیده‌ایم. ورود به جرگه شوالیه‌ها «تقرب» به صاحب قدرت است. کاندید در برابر صاحب قدرت (شاه، ملکه ...) زانو می‌زند، و صاحب قدرت در یک حرکت آیینی شمشیر خود را به آرامی یک بار روی شانه چپ و یک بار روی شانه راست او می‌گذارد. منظور این که با وجود بی‌اطلاعی تقریبا مطلق از رسم یادشده، این را می‌دانیم که در این مراسم فردی بلندمرتبه جایگاه شوالیه را به یک «شوالیه بعد از این» اعطا می‌کند.


هنرمند گرافیکر یادشده، آشکارا در حالتی غیرعادی، جهت ساختن یک کارت تبریک برای لیلا حاتمی از طریق دستکاری نقاشی بالا در فتوشاپ، شمشیر را به دست لیلا حاتمی داده است. یعنی کاری بی معنا و مطلقا بی ربط که در حالت عادی از هیچکس سر نمی زند.

آیا مخدر دیگری می شناسید که واقعیت را این چنین کله‌پا کند؟ یه کم احساس پوچی نمی کنید؟

به نظر من همین یک مورد برای رفع شک و تردید منتقدان کافی ست. اما چون کار از محکم کاری عیب نمی کند، به یک مورد دیگر هم نگاهی می کنیم: به تبریک یک هنرپیشه جوان به لیلا حاتمی، که جوانی است امروزی با چهره ای دلنشین و موهای قشنگ ژل زده:

«از طرف همه سوته‌دلان و دلشدگان این سینما، دریافت نشان شوالیه هنر و ادب را به شما و خانواده هنرمندتان تبریك می‌گویم و از یكتا خالق زیبایی‌ها می‌خواهم رشد و كمال‌تان را افزون كند».

به نظر شما حالت این آدم عادی است؟ ظاهرا عده ای سوته دل سینما و عده دیگری دلشده سینما وجود دارند، و او که حالا به طریق نامعلومی نماینده این دوگروه شده است، قصد دارد از طرف همه آن ها دریافت نشان شوالیه را به لیلا حاتمی و «خانواده هنرمندتان» تبریک بگوید. و تازه به این هم بسنده نکرده، کار را به این جا بکشاند که شخصا از «یکتا خالق زیبایی ها» خواهان افزایش رشد و کمال لیلا حاتمی شود.

من امروز دارم از صبح فکر می کنم اگر قرار باشد عضو یکی از دوگروه فوق باشم، عضو کدام یک هستم. شما خواننده گرامی جزو کدام دسته هستید؟ سوته دلید یا دلشده؟ [ البته جواب اورجینال ایرانی معمولا این است: ما دلشده ی سوته دل استیم].
این جا کجاست؟ ما کجاییم؟

فکر می کنید اگر خودش این جا باشد، حاضر است این حرف ها را یک بار دیگر به صورت حضوری و با صدای بلند جلوی ما بزند؟ من فکر نمی کنم. اما، در ذهن این جوان چه اتفاقی افتاده است که زبان او آدم را یاد بازنشسته ها/ یاد بیانیه های مشروطه می اندازد؟ چه چیزی افکار او را این گونه به هم ریخته است که اینجا را با سمینار باباطاهر عریان اشتباه گرفته است؟ آیا چیزی مصرف می کند؟
با من شخصا، دو تنگ شراب هم چنین کاری نمی کند!
این تأثیر کوکتل های ساخت خارج است که سیستم عصبی هورمونی را به هم می ریزد. و کوکتل مورد بحث ما با این که ضعیف است، اما آنقدر مؤثر هست که هنرپیشه جوان ما پیام خود را این چنین به پایان ببرد:
«حالا كه نشان شوالیه را به خانه آوردید، تقاضا دارم برای دو دلبندتان - مانی و عسل - زین و برگ و زره و نیزه و مركب و كلاه‌خودی فراهم كنید تا این دو نیز شوالیه‌هایی برای گسترش امپراتوری فرهنگ و هنرمان باشند؛ درست به‌سان پدربزرگ‌شان علی حاتمی».

دستم به دامن‌تان. اگر ایران هستید به پلیس راهنمایی‌ زنگ بزنید گواهینامه رانندگی این مرد را تا زمانی که به حالت عادی برگردد ضبط کنند.
+

۲ نظر:

م. اكتيو گفت...

ظاهرا این کوکتلها چندان جذابه که همه محوش شدن.

فقط محض اینکه مستندات بیشتری برای تحلیل داشته باشین،
صفحه ای به نام لیلا حاتمی و مطلب اولش رو از نیما حسنی نسب بررسی کنید.
https://plus.google.com/u/0/102883970338774146737/posts
امیدوارم که به حقایق خوبی دست پیدا کنید
https://plus.google.com/u/0/102883970338774146737/posts/bgS33oZiW4b

مانی ب. گفت...

:)
خیلی جالب بود.
سر فرصت می شد واقعا از این زاویه تفاوت واکنش به جوایز فرهنگی/سینمایی و جوایز ورزشی رو بررسی کرد.