۲۵ مهر ۱۳۹۲

آقا یه کم برو جلوتر*

دنیاش دنیایی بی‌معناس. آدم فورا می‌فهمه، نویسنده از اون نویسنده‌های شدید "غم‌گین‌" و مهمه که برا «احترام» خیلی احترام قایل می‌شه! آدم‌هایی که خلق می‌کنه مقوایی‌ن و همه‌ اتفاقا رو سطح اتفاق می‌افته. «این اثر، که بهترین چیزی‌ست که از نویسندگان کشورمان در سال‌های اخیر خوانده‌ام، بی‌تردید دریایی‌ست وسیع، به عمق سیزده سانتیمتر».
کسی که چیزی رو تعریف می‌کنه که راست‌ودروغش برا همه پیداست، آدم خسته‌کننده‌ای اه. واگذاری چیزایی که همه نمی‌دونن هنره. بیرون‌اوردن نادیده‌ها از عمق. از تاریکی‌. آدمای سطحی دنبال اینن که یکی بهشون بگه: خیالت راحت باشه، همون که می‌بینی درسته! همه ما در نهایت آدمای سطحی‌ای هستیم!
قانون من اینه: اثری که مواجهه باهاش چیزی به آدم اضافه نکنه، فقط وقت آدمو تلف کرده. 
«اما این دریای وسیع هیچ فایده‌ای هم ندارد. یک پدیده خیس اضافه، که در آن نه قایق‌رانی ممکن است، نه آبتنی. در آن نمی‌شود غواصی کرد یا به صید مروارید رفت». ماهی‌ام نداره.
حتما داستان ماهیگره رو شنیدید. (از ذهن نقل می‌کنم)، تو آب ایستاده بود، داشت آواز می‌خوند: «آب رسیده تا زانوم/ دارم ماهی می‌گیرم». یکی بهش گفت، یه خو بری جلوتر، هم ماهی زیادتره، هم قافیه شعرت درست میشه.


* گرچه فایده‌ای نداره.

هیچ نظری موجود نیست: