۲۸ شهریور ۱۳۹۲

مشاهدات پلاسی/ تو تنبل کلاسی :)

مدتیست کامنتها توجهام را جلب کردهاند. اغلب بحثهای جدی و ردوبدل کردن کامنتهایی گاه طولانی بین مردها اتفاق میافتد. زنها یا وارد بحث نمیشوند، یا یک کامنت نامربوط شعاری (نفرتانگیز تر از صحبتهای شعاری مردانه صحبتهای شعاری زنانه است) از خود در میکنند، یک جمله احساسی‌آتشفشانی دوریالی، یک تحشیه اعتراضی به خیال خودشان طنزآمیز سطحی مینویسند و تمام. تازه اینها آنهایی هستند که به بحثهای اجتماعیفرهنگی علاقه دارند. به جمع پرعاطفهها و احساساتیها که شعر مینویسند و دنبال «شانه»ای میگردند که سر روی آن گذاشته و معمولا «به پهنای صورت» گریه کنند (آخه این چه کاریه؟)، و به آنهایی که به بحثهای زیردامنی/ ژیپونیستی(!) مشغولند، و آنهایی که ماجرای آشپزی، خانهداری و کونبچهشویی خود را تا سطح ادبیات متعالی ارتقاء میدهند و ... کاری نداریم (ادامه بدید لطفا. درست‌اش همین‌اه).
اما شما اگر به عنوان زن در زمینه اجتماعیفرهنگی «سهم» میخواهید، باید برای رسیدن به سهم خود زحمت هم بکشید/ و به سهم خود در مسائل مشارکت کنید. حتی اگر این مشارکت، در بحث و تبادل نظر باشد.
هرگز کسی سهم شما را در سینی طلا خدمتشما تعارف نمیکند، بانو! (سلام داکتر!)
به قول آلمانیها، پنیر مجانی پیدا میشود، اما فقط توی تله!

- و البته مثل همیشه: سلام و ابراز احترام نسبت به استثناها، به اقلیتی که خوشبختانه اینجا و آنجا هستند، و افکار، تأملات و دریافتهای ویژه خود را با دیگری درمیان میگذارند.

ادامه ...

۷ نظر:

سا گفت...

مشاهدات شما کمی جانبدارانه است وقتی که به مثال زدن می رسید از پگومگی حظور خانم ها. من امار دقیقی ندارم از مقایسه مابین تعداد کامنت های مردها و زنان، شاید حق با شماست. اما به کیفیت کامنت ها و نظرات و متون وبلاگی که می رسید سکسیت بودن بیداد می کنه. مثال کم نیست از مردانی که فقط از سربازی می نویسند با از بی وفایی دختران یا عکس های سکسی شِر می کنند با عکس گربه! یا حتی بحث درباره جن راه می اندازند. که البته هر کسی در اتخاب موضوع مختاره. نکته ی من اینه که عدم مشارکت اجتماعی زنان به این دلیل نیست که از روزمره هاشون می نویسند که مردان هم از روزمره نویسی غافل نیستند...
و الزاما کسی که در پلاس کامنت نمی ذاره، منفعل اجتماعی نیست، چه بسا وقتش رو صرف کارهای مهمتری در اجتماع واقعی کرده و در کنارش مسئولیت های روزمره رو هم انجام می ده و همه ی این ها منحر به حضور کمرنگتر در فضای مجازی می شه.

samo گفت...

نفرتانگیز تر از صحبتهای شعاری مردانه صحبتهای شعاری زنانه است؟ عجب
موافقم که مردها بیشتر از زن‌ها توی بحث‌های «اجتماعی فرهنگی» ،به تعبیر شما، شرکت می‌کنن. دقت زیادی هم نمی‌خواد از مهمانی‌های خانوادگی بگیر تا کلاس درس و محل کار و فضای مجازی، کمیت مردهایی که درباره همه چیز،همه چیز حرف می‌زنن به وضوح بیشتره و البته که بیشتر از نود درصد این کلمات ارزش گوش دادن هم ندارن چه برسه به فکر کردن. من یکی از بین همه آدم‌هایی که می شناسم و به حرف‌هاشون گوش می‌دم و بهش فکر می‌کنم وازشون یاد می‌گیرم، تعداد مردها و زن‌ها اگربرابر نباشه، تفاوت محسوسی هم نداره. تنها تفاوتی که وجود داره اینه که تعداد مردهایی که روزی صد بار ازشون می‌خوام یا فکر می کنم باید خواسته بشه دهنشون روببندن خیلی بیشتره. اگر سالها سرکوب یا محرومیت یا هرچه، به زن‌ها یاد داده تا وقتی سواد چیزی رو ندارن درباره‌ش حرف نزنن یا کمتر حرف بزنن، چقدر خوب و ای کاش مردها هم فرصت داشته باشن این رو یاد بگیرن. شاید اون موقع کارها باسرعت بیشتری درست بشه.
من البته متوجه وموافق حرفتون هستم اما فکر می‌کنم برای بیانش مسیر غلطی رو انتخاب کردید.

ناشناس گفت...

سلام. ببخشید بی‌ربطه. می‌خواستم بدونم این بلاگ‌گردون رو شما چه جوری ساختین؟ آخه گودر که از کار افتاد بخش لینکدونی خیلیا هم پکید. ممنون میشم راهنمایی کنید.

مانی ب. گفت...

سلام سا
سلام سامو
یه دنباله دارم می‌نویسم، بعد ادامه میدیم.

مانی ب. گفت...

سلام ناشناس. در صفحه مدیریت وبلاگ، با کلیک روی «افزودن یک ابزار» پنجره‌ای باز میشه که کلی ابزار توش هست که میشه به وبلاگ اضافه‌شون کرد. یکی اسمش هست «لیست وبلاگ». اگه اینو اضافه کنید، بقیه‌ش دیگه روشنه

ناشناس گفت...

مرسی از راهنمایی‌تون.

مانی ب. گفت...

خواهش