۱۰ شهریور ۱۳۹۱

ـ

پست قبلی باعث سؤتفاهمی شده است که باید رفع شود. چنین پنداشته شده که من به دفترچه‌انشای بچگی فردی که پاراگراف آخر پست از او نقل شده است، دست‌یابی داشته‌ام و پاراگراف اول را از این دفتر نقل کرده‌ام. و این درست نیست.
نویسنده پاراگراف آخر ننوشته است «من دلم می‌خواهد وقتی بزرگ شدم مهندس شوم تا به کمک مردمان خوب کشورمان بشتابم و با شرکت در سازندگی ایران به هم‌میهنانم خدمت کنم». ننوشته است «هیچ ثروتی به اندازه خدمت به وطن ارزش ندارد و کسی که همه‌چیز را، حتی دوستی و عشق را با پول می‌سنجد و به فکر همنوعان خود نیست، آدم پست نمک‌نشناسی است که از سگ هم بدتر است».
این جملات را از یک انشای خیالی نقل کرده‌ام. انشای آشنای یک جوان خیالی از زمانی خیالی (اما) در سرزمینی واقعی با مناسباتی تأسف‌آور.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

موضوع دیگر این که اجلاس می‌آید و می‌رود، اما ذهنیت عقب‌مانده، تحقیرکننده و فاشیستی نوکیسه‌های سفله، به بقای خود ادامه خواهد داد. بعد از اجلاس، قبل از اجلاس است! شاملو زمانی که وین بود جهان‌سومی‌ها را «کورکچل زرد زخمی» نامیده بود. نگاهی شبیه را اخیرا شخصی نزد محسن سازگارا مشاهده کرده بود.

و حالا تأملات اقتصادی جوجوآنلاین‌هایی که از سود «ما» حرف می‌زنند:
کل اقتصاد ۱۲۰ کشور عضو عدم تعهد ۱۴ درصد اقتصاد جهانه، اقتصاد امریکا به تنهایی ۲۵درصد اقتصاد جهان. یعنی اگه یه وزیر خارجه امریکا میومد ایران برا ما سود بیشتری داشت تا این همه گدا گشنه (مملکته داریم؟).

 

این برادران عرزشی که عمری از هزینه های جشن های دوهزاروپونصد ساله دادشون به هوا بود حالا قراره این ریخت و پاشها رو چطوری ماست مالی کنن؟! حداقل شاه خدابیامرز ملکه ی اینگلیس و رئیس جمهور فرانسه و چار تا آدم چشم دل سیر دعوت کرده بود بلد بودن هلو رو نباس با پوست خورد !باور بفرماعید این جماعت در عمرشون اینقد میوه یه جا ندیده بودن از این چار قلم میوه روی مز هم فقط با موز آشنایی دارن !

بيا پايين مرتیکه اونجا رفتی چه غلطی كنی؟!
[رايزنی ديپلماتيک با نماينده قبيله گابون كه از لوستر اجلاس آويزون شده]

پاشو کره خر
به اجلاس دیر میرسیم بهمون کوفتم نمیدن
پا شو دیگه ته دیگشم خوردن
(رییس جمهور گابون به گامبیا در حالی که داره با لگد صداش میکنه)

سردار رادان در بیانیه ای از مامورین نیروی انتظامی درخواست کرد
گروهی که در نزدیکی سالن اجلاس به بالای درخت رفتن و از بالای درخت به این ور و اون ور میروند و صداهای ناجور در میارند را دستگیر نکنند
انها هیات دولت زامبیا و ماداگاسکار هستند که برای سریع تر رسیدن به محل اجلاس مسابقه گذاشته اند

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

با سلام من فقط میخواستم بگم که باید به yek نکته توجه کنیم و ان هم اینه که ما هم جزو همین 14 درصد اقتصاد دنیا هستیم و هجم اقتصاد ما به اندازه ای نیست که حتمن برای فروش یا خریده خدمات به خارج از حوزه غیر متعهد ها وابسته باشیم. من بهسTechnology و اینها رو درک میکنم ولی نمیتونم بفهمم که بزرگی اقتصاد امریکا چه ربطی به منافع ما میتونه داشته باشد. از پولدار بودن همسایه و بزرگ بودن خونش چیزی به من نمیرسه و من اگر رفاه میخام باید خودم خونم رو بزرگ و تمیز کنم

نایی گفت...

من شخصا واقعا متاسفم برای این روحیه ی رسما زشت. واقعا خجالت می کشم :(

ایرج گفت...

سلام
زشتی نگاه تحقیر آمیز به دیگران به جای خود.... ولی دو نکته باقی می ماند:
۱) به راستی این اجلاس یا هر مناسبات دیپلماتیک دیگری ارزش این هزینه های عجیب و غریبی را که شایعه ها صحبتش را می کنند دارد؟ آیا قرار نیست یک گزارشی از هزینه و دستاوردهای عملکرد حاکمیت را از او بخواهیم؟ همان شاه هم که خود {خدایگان} خطاب می کرد یک پاسخ کوتاهی به انتقادهایی که از هزینه ی جشنهای دو هزار و پانصدساله می شد داد که بله بخش اعظمش زیرساختهایی بوده که به هرحال باید ساخته می شده و جشنها صرفا تسریعش کرده است و چنین و چنان ... اما درباره ی این اجلاس و هزینه های مربوط به آن حتی خود بخشهای حاکمیت توافقی ندارند... چه رسد به این که گزارش به صاحبان مملکت دهند که چه هزینه هایی کرده و چه دستاوردهایی داشته اند.
۲) طرف از یک گردن کلفت اوباشی کتک می خورد و زیرلب فحش ناموسی به او می دهد..... بله فحاشی کار زشتی است. مادر و خواهر آن گردن کلفت هم تقصیری ندارند (؟) این فحش دادنها هم جز این که شخصیت آدم را پایین بیاورد اثر و فایده ای ندارد.....
همه ی اینها درست.
ولی نمی دانم چرا هرچه می کنم و هرقدر هم شما اصرار بفرمایید نمی توانم از ته دل نسبت به این شخص فحاش احساس عصبانیت کنم
در مملکتی که گوشه و کنار اقتصادش در اشغال رانت و سپاه و نورچشمیها و .... است و مردم مجبورند خدمات را در پایینترین سطح به گرانترین نرخ خریداری کنند و مجبورند برای عادیترین حق خود (امنیت) باج بدهند و مجبورند در عین فقر شاهد زشت ترین جلوه های خودنمایی ثروتهای آلوده باشند (لیون در آن پست پورشه ی خود یک اشاره ای به این قضیه کرده بود) و مجبورند برای تامین امنیت اجلاس سران تحقیر شوند (از ایست بازرسی های احمقانه ای که در شهر می بینیم تا خط و نشانهای گانگسترهای نیروی انتظامی) و .....
در چنین مملکتی اگر کسی فحش دهد. اگراز هر آنچه با حاکمیت مرتبط است احساس بیزاری کند. اگر از یان کی مون گرفته تا رپیس جمهور فلان کشور آفریقایی را به صرف پذیرش دعوت حاکمیت مسخره کند....
من نمی توانم از دستش عصبانی شوم...
اگر پای شما را هم اره کنند ممکن است در نعره هایی که می کشید بعضا جملاتی باشد که در حال عادی از بیانش شرم می کنید

مانی ب. گفت...

سلام
۱) بله، حق ماست که در هزینه و دستاورد این اجلاس چندوچون کنیم.
۲) با این مدل توضیحی می شود هر رفتار ناهنجاری را توجیه کرد.

ناشناس گفت...

درستش همینه که صاحاب چاردیواری کرده ن. بالاخره نباس یکی دربیاد بگه شوخی زشت و تحقیرآمیز زشت و تحقیرآمیزه اعم از اینکه دلیل غیرنژادپرستانه داشته باشه یا نداشته باشه؟ در ثانی، نکبتی که توش دس وپا میزنیم تقصیر غیرمتعهدا نیس. خشم از حاکما و ایادیشون همون بهتر که جمع بشه تا یه وختی رو سر خودشون خالی بشه. خدایا مددی!

mekabiz گفت...

ایرج: آقا من یک مقداری از بخش دوم کامنت تان در حیرت ام. یعنی بقول قدیم ها روشنگری بفرمایید و من را از حیرت خارج کنید. نخست اینکه به نظر نمی رسد این قبیل نوشته ها که مانی چند تای شان را نقل کرده زیاد ارتباطی به عصبانیت از ریخت و پاش داشته باشد. دوم: این که ما شخصا از هتاکان عصبانی بشویم یا نشویم یک موضوع است و اینک ه تحقیر رو به گسترش ملت ها به هر بهانه ای را در متون نوشتاری توجیه کنیم حرف دیگری است. یعنی با این مدل توضیح آن شعار بی ربط سازگاراپسند که یک دفعه سرو کله اش وسط تظاهرات روز قدس پیدا شد محکوم کردنی نبود. آنکه می گفت نه غزه نه لبنان ....من واقعا نمی فهمم که چرا اتفاقا لایه های بالایی اقتصادی طبقه ی متوسط در وهله ی اول فلسطین و لبنان و در وهله ی دوم کشورهای عرب زبان و آفریقایی را مرغ عزا و عروسی می کند. با فضای امنیتی پایتخت مشکل دارد آفریقایی ها را میمون می خواند. با بی کفایتی در جریان زلزله مشکل دارد باز هم پای عرب ها را وسط می کشد که نه غزه نه ببنان ، یاشاسین آذربایجان. سوم اینکه من برخلاف شما احساس نمی کنم این حرف های تحقیر کننده از سر درد باشد.هرچند که باز هم تاکید می کنم. این اختلاف نظر در اینجا مهم نیست. حالا من عصبانی می شوم و شما نمی شوید.این بحث دیگری است. بحث اصلی این است که محکوم کردن یک رفتار ضد اخلاقی با قابل درک بودنش منافاتی ندارد. من جنایت ناموسی مرد قبیله را هم درک می کنم. حتی نفرت اسرائیل از اعراب را هم درک می کنم. اما گمان نمی کنم اینها ربطی به محکوم کردن بی چون و چرای اعمال ضد اخلاقی شان داشته باشد. یا در جریان تکه پاره کردن مانا نیستانی...یادتان هست که. وسط تهدید به قتل یک آدم واقعا بی تقصیر، عده ای مدام از ظلم تاریخی به آذربایجان می گفتند. همانوقت ها هم به گمانم همنظر بودیم که ظلم تاریخی درست. ولی این چه ربطی به توجیه خونسردانه و کارشناسانه ی رفتارهای وحشیانه بر علیه یک آدم بی پشت و پناه آشکارا از همه جا بی خبر دارد.(واکنش براهنی را یادتان می آید؟) بدون تعارف بگویم که در اینجا نمی توانم نام نویسنده ی کامنت را نادیده بگیرم. یعنی همه ی این حرف ها به کنار. این ایرج است که دارد مرتکب این مغالطه می شود. مغالطه ای که اساسا اختراع شده برای توجیه هرگونه جنایتی.

ایرج گفت...

مکابیز
سلام برادر.
خدمتت عرض کنم که صدالبته موافقیم که رفتار غیراخلاقی باید بی چون و چرا محکوم شود و بهانه ای هم پذیرفته نیست و بالفرض زشتی احمدی نژاد از زشتی گانگسترهای اسرائیلی نمی کاهد. کار بد هم بد است و ربطی به زمینه های تاریخی یا روانشناسانه ندارد و ....
ولی خوب.... این نوشته هایی که مانی آورده بود چه بودند مگر جز "جهر بالسوء" ؟ من شخصا جهر بالسوء را از "من ظلم" (ستمدیده) بد نمی دانم. از نظر من هرکسی اعم از اروپایی و آفریقایی و فلسطینی و ... که پایش را بر خون ناحق عاشورای 88 بگذارد و بیاید مهمان بساط غارتگران و جلادان این مرز شود؛ خر و بوزینه و کرم خاکی و چند جانور دیگر همزمان است.


البته آنها هم قصدی ندارند. به فکر منافع کشورهای خودشان هستند. به جهنم بروند همه شان

مانی ب. گفت...

چیزی که اینجا مورد انتقاد است نوع نگاه به ستمگران نیست. نگاه کننده هم اگر در ونکوور زندگی نکند، کامپیوتر و اینترنت اش به راه است. این نوع نگاه به انسان است که بیزاری ایجاد می کند.
صاحبان این نگاه خود تملق گوی صاحبان ثروت و عمله قدرت های زورگو و ستمگر هستند. با این تفاوت که قدرت مورد ستایش آن ها جایزه صلح جهانی دارد.

ایرج گفت...

مانی
سلام مجدد
درباره ی آن بخشی که به اینترنت و کامپیوتر اشاره فرمودید درست حالی نشدم. یعنی معتقدید در ایران امروز تنها کسانی حق دارند خود را ستمدیده به شمار آورند که به نان شب محتاج باشند و کسی که در خانه کامپیوتر و اینترنت دارد دیگر اعتراضش به ستم خالی از وجه است؟
اما بعد....
خب البته حق با شما است که در مواجهه با هر متنی نگران و متوجه مسئله ی "رعایت انسان" در آن باشید. منتها برای من انسان و انسانیت در این لحظه ای که زندگی می کنم بیش و پیش از هر چیز دیگر در خاطره ی بدنی که زیر چرخهای اتوموبیل نیروی انتظامی له شد و پبکر مچاله شده ای که از پل حافظ به زیر افکنده شد جلوه می کند. این است که هجو حاکمیت و رفقا و شرکای آن و همراهان و دوستداران آن از نظر من خلاف آن حکم اساسی نیست.
بر خلاف دیدگاه شما و رفیق مشتکرمان مکابیز من در این هجوهایی که شما به آن اشاره کردید نه تحقیر نژادی بلکه همان "هجو همراهان حاکمیت" را دیدم. به گمانم اگر آنگلا مرکل هم زمانی به دوستی دعوت این حاکمیت را بپذیرد او را چیزی شبیه ماده گاو کودن خواهند خواند کما این که پوتین را مردک دزد شارلاتان می نامند و چین را استثمارگر رذل.
حال اگر شما معترض هستید که چرا اینها هیچ توجهی به رذالتهای نوع آمریکایی و اروپایی ندارند ؛ ای بسا حق با شما باشد ..... ولی باز شخصا معتقدم بخشی از این بی توجهی ( و گاه متاسفانه دفاع بی چون و چرا از غرب و آمریکا) ناشی از نفرت از ج.ا. و جنایاتش است که در ذهن منفعل نتیجه ای غیر ازنقد روشنفکری پدید خواهد آورد و نه ناشی از نفرت از عرب و آفریقایی و آسیایی... بد نیست به یاد داشته باشید همین طبقه ی متوسط (که با قدری تقریب می توانم بگویم تنها طبقه ی خودآگاه در جامعه ی ایران است) در سلطنت پهلوی کاملا ضد آمریکایی بود و به مناسبت حضور نیکسون در تهران در کمال شهامت فارغ از امید و ناامیدی شهید می داد تا اعتراض کرده باشد و در واکنش به عادی سازی روابط شوروی و دستگاه شعار نه شرقی نه غربی را ابداع می کرد و.....
نگرانی من از رسوخ افکار نژادپرستی و .... در اذهان عمومی نیست. اینها معلولهایی بسیار سطحی هستند و ریشه ای در عمق ذهنیت عمومی جامعه ندارند. اما و صد اما لاغری و ضعف روشنفکری در جامعه ی ایرانی امری است که به حق نگران کننده است... کما این که همین عامل موجب شد حرکت 57 به حاکمیت ج.ا. بیانجامد.
اما در جمع در این قضیه من گدا و بوزینه خواندن مهمانان ج.ا. را امری "زشت" ارزیابی نمی کنم.. روش خودم این نیست. اما این را متوجه ام که اینها هجو "مهمانان ج.ا." است و نه هجو "انسان"

مانی ب. گفت...

در یکی از نوشته ها نسبت به آدمهای «دست و دل سیر» کرنش شده بود.

اشاره به کامپیوتر و اینترنت، منظورم فراغتی بود که عده ای وقت زیادی را پای کامپیوترهای خود می نشینند و با این جور بگوبخندها ضد ظلم و ستم مبارزه می کنند.