۳۰ تیر ۱۳۹۵

به این دلیل

نصف روز راه رفتم و آفتاب خوردم. امروز حالم خوب شد. یه کم دلم قرارگرفت …

- به کسی چه مربوط که حال من خوبه یا حال اون خوب نیست؟ چرا باید برا منی که اومدم نیم‌ساعت تو وب چرخ بزنم حال شما سر سوزنی اهمیت داشته باشه؟

- دفعه اوله اومدید این‌جا. اشکالی نداره، چون همیشه دفعه‌اول‌ی وجود داره، و دفعه آخری وجود داره، و گاهی‌م اینا با هم مصادف می‌شن، مث مصادف‌شدن یه تعطیلی مذهبی با جمعه.
می‌گن چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار
هر عضوی در هرکجای دنیا که به درد آورد روزگار، خوانندگان انساندوست این وبلاگ را نماند قرار. منم این‌جا استثنا نیستم. عضوی از اعضا به حساب میام که دست برقضا به درد آورده‌اش روزگار! بگیم دندونش درد می‌کرده!
وقتی دندون آدم خوب می‌شه، دوستی حکم نمی‌کنه که آدم با چارتا جمله دوستاشو از بی‌قراری دربیاره راحتشون کنه؟
اولین وظیفه یه آدم روزگاربه‌درداورده بعد از این‌که دردش دوا شد اینه که بدون وقت تلف کردن، به همه اونایی که از دردش بی‌قرار شدن، خبر بده که بی‌قراری اضافی نکنن. راحت بشن. و خواننده‌های این وبلاگ از محنت دیگران بی‌غم‌ نیستند. از اونایی نیستند که «نشاید» نامشان نهند آدمی، بلکه از اونایی‌ان که شاید نامشان نهند آدمی!