۰۸ آذر ۱۳۹۳

جیم جمل جمول

داستان مردی رو شنیدید که میره پیش دکتر؟
میگن زیپ شلوارشو میکشه پایین، و «ذکر»شو میذاره رو میز
دکتر میپرسه، سوزاک داری؟ میگه نه. میپرسه سفلیس داری؟ میگه نه. میپرسه، میخاره؟ میگه نه. میپرسه میسوزه؟ میگه نه ...
میپرسه پس آخه لامصب اینو واسه چی گذاشتی رو میز من؟
میگه: که بگید جمالشو عشقست!

تو وب آدم به نوشته‌هایی برمیخوره که از آدم هیچی نمیخواد الا یه «جمالشو عشقست»! 
البته مدل مؤنث اینجور نوشتهها هم به وفور دیده میشه، ولی خب به خاطر تبعیضی که ایخدا - ایفلک یا ایطبیعت در حق راقمةهای اینگونه سطور اعمال کرده و به اونا این گزینهی مخصوص گذاشتن روی میزو نداده، بهتره به جای جمالشوعشقست، خیلی عادی لایک/ یا لبخند بزنیم - و ردشیم.

هیچ نظری موجود نیست: