۲۲ بهمن ۱۳۸۹

Es ist zu schön um wahr zu sein

این یک عبارت آلمانی است که در خود نشانه‌ای از فرهنگ انتقادی آلمانی دارد. آلمانی‌ها وقتی واقعه‌ی پیچیده‌ای بدون اشکال پیش می‌رود از این جمله استفاده می‌کنند: «این ماجرا زیباتر از آن است که حقیقی باشد».

تحولات مصر هم همین‌طور است. اگر از روزهای اول که نظامیان به قصد سرکوبی به خیابان آمدند و دویست‌سیصدنفر را کشتند٬ بگذریم٬ همه‌چیز دارد خیلی "درست" و روغن‌کاری‌شده پیش می‌رود.
شما را نمی‌دانم٬ اما من از سیاست چیزی سردرنمی‌آورم. همه‌چیز پیچیده‌تر از آن است که بتوانم با اطمینانی نسبی ادعایی را مطرح کنم. اشتباه بزرگ این است که با ولعی سیری‌ناپذیر چیز می‌خوانم. و این از نشانه‌های زندگی امروز است که همه‌چیز به همه‌چیز ربط دارد. می‌گویم اشتباه٬ زیرا ذهن آدمی مثل من که توان نظم‌دادن به داده‌ها را ندارد در اثر هجوم این‌همه اطلاعات٬ مختل می‌شود.
همین الان هم نمی‌توانم بی‌بی‌سی را خاموش کنم و این نوشته را بنویسم. احساس می‌کنم ممکن است چیزی را که دانستن آن برای نظم دادن به داده‌ها حتما لازم است از دست بدهم. (چنددقیقه پیش یک ژنرال مصری داشت از روح شهدایی حرف می‌زد که عمال خودش دوهفته پیش آن‌ها را به قتل رسانده‌اند. البته پلیس و ارتش در دمکراسی ها دو نهاد مجزا هستند٬ اما نه در جهان سوم).
مصر کشور با اهمیتی‌ست. یکی از مهم‌ترین ویژگی آن این است که هم‌مرز اسرائیل و بخشی از محور قدرتمند آمریکایی عربستان- مصر – اسرائیل است. در دهه‌های گذشته آمریکایی‌ها خیلی در مصر سرمایه‌گذاری کرده‌اند. نه در اقتصاد٬ بلکه پیش از هر چیز در ارتش و سازمان‌های امنیتی. ارتش مصر سگ زنجیری آمریکا‌ست.
کشورهای اروپایی٬ آمریکا و اسرائیل همگی از این که قدرت به ارتش واگذار شود جانبداری می کنند. دمکراسی در مصر با منافع آن ها سازگاری ندارد٬ و هرگز آن را آزادانه نمی پذیرند.
پوشش خبری بی‌بی‌سی از وقایع مصر (جمعه ساعت ۱۶:۵۹)
«مهرداد فرهمند٬ خبرنگار ما در قاهره می‌گوید: "فکر نمی‌کنم قاهره در طول تاریخش چنین جمعیتی را در خیابان‌ها دیده باشد". او می‌گوید که محتوای شعارهای مردم در خیابان‌ها مبنی بر این است که آن‌ها خواهان تغییر کامل رژیم و نظام حاکم بر مصر هستند».

آیا آمریکا به خواست مردم مصر تن درمی‌دهد؟ (الان برنامه نوبت‌شما پخش می‌شود. یک مرد ایرانی زنگ زده است که «ارتش خیلی مورد علاقه مردم مصر است». آیا واقعا این‌طور است؟ من این‌طور فکرنمی‌کنم. مردی که تلفن زده بود نگفت از کجا به این شناخت رسیده است).
(بی‌بی‌سی دارد در مورد جوانانی حرف می‌زند که با «وسایل ارتباط جمعی مدرن» آشنا هستند). اما این جوانان چنددرصد جامعه را تشکیل می‌دهند؟ آیا این جوانان ملت مصر را نمایندگی می‌کنند؟
شخصی هست به نام وائل غنیم که مدیر مارکتینگ شرکت گوگل در دوبی بوده است. من چندروزی‌ست که اسم او را شنیده‌ام. و حالا که اسم او را در گوگل آلمانی سرچ می‌کنم٬ می‌بینم با این‌که دایما در وب می‌گردم٬ بازهم این یکی را از دست داده‌ام. رسانه‌ها او را قهرمان جوانان مصری معرفی می‌کنند. دیروز پس از سخنرانی مبارک در مصاحبه‌ای گفت:
«به آرزویی رسیده‌ایم که کسی فکرش را نمی‌کرد ... ما به هدف اصلی‌مان رسیدیم. ... البته رفتن مبارک هدف نیست٬ اما او چون نماد حکومت است خوشحالیم که می‌رود ... حالا امیدم به ارتش مصر است».
امروز باز هم از او سخنانی در پوشش خبری بی‌بی‌سی درج شده بود:
۱۴:۲۸ وائل غنیم، از مدیران گوگل و یکی از چهره‌های شاخص معترضان مصر، در واکنش به بیانیه امروز ارتش این کشور، به شبکه خبری العربیه گفته است که "عطف به اعتماد کمی که بین مردم و رژیم کنونی مصر وجود دارد، ما (از ارتش) می‌خواهیم که به عنوان نهادی ملی که مورد احترام و تقدیر مردم مصر است، به دنبال تضمین و برآورده شدن خواسته‌های مردم باشد."

ارتش نهاد ملی؟
در صورتی که اقشاری از مصری ها این را نپذیرند٬ و به نظر من این احتمال زیاد است٬ درگیری و سرکوب خونین حتمی ست. چیزی وحشتناک تر از مناسبات عراق و افغانستان. این نظر من است که امیدوارم غلط باشد.
یک چیز دیگری که در ارتباط با وائل غنیم دیدم٬ مصاحبه‌ای بود که او با «کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران» کرده بود. پوشش خبری بی‌بی‌سی:
۰۶:۴۲ به گزارش راه سبز، از سایتهای خبررسانی جنبش مخالفان در ایران، وائل غنیم، که نقش بارزی در بسیج مردم مصر داشت، گفته است: "من به تمام ایرانیان می گویم که از ما مصریان یاد بگیرید، و ما هم از شما یاد گرفتیم." براساس این گزارش، غنیم در مصاحبه با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران "از برنامه فعالان ایرانی برای راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن تشکر کرد و از جنبش حقوق مدنی ایرانیان حمایت کرد." این سایت، تصویری از وائل غنیم را هم منتشر کرده است که مچ بند سبز در دست دارد.
امیدوارم پشت پرده این تئاتر زیبایی که در مقابل چشمانم اجرا می‌شود٬ واقعا همین‌طور زیبا باشد. تصویر خیابان‌های مصر مرا به یاد بهمن ۵۷ می‌اندازد. امیدوارم که مصری‌ها اشتباهات ما را تکرار نکنند و بتوانند مناسباتی انسانی و دمکراتیک بنا کنند. اما عمیقا تردید دارم که ارتش مصر بتواند سازنده چنین مناسباتی باشد.
آن‌چه در مصر اتفاق می‌افتد به ما مربوط است. اما ارتباطی که این آقای وائل غنیم بین ما و وقایع مصر ایجاد می‌کند٬ به زودی افکار ما را ترور٬ و فکر کردن به این وقایع را ناممکن می‌کند. راهی که پیش پای ما گذاشته می‌شود٬ راه منتخب ما نخواهد بود. رسانه‌های قدرتمند٬ و چماق‌داران ایرانی طرفدار دمکراسی ما را سر این دوراهی خواهند گذاشت: یا در طرف صلح و دمکراسی هستید که در این صورت باید در کنار ارتش آمریکایی‌اسرائیلی مصر قراربگیرید٬ یا در جانب مسلمانان تندرو٬ حزب‌الله٬ اخوان‌المسلمین و البته احمدی‌نژاد. و این در حالی‌ست که هردوی این راه‌ها به ناکجاآباد است.